ایران و آمریکا؛ از جنگ و آتشبس تا جنگ اقتصادی
ایران و آمریکا؛ از جنگ و آتشبس تا جنگ اقتصادی
اهداف دو طرف، موازنه کنونی و گزینههای پیشروی ایران
تقابل ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک رویارویی نظامی دانست. جنگ، عملیات نظامی و آتشبس، بدون آنکه مسئله اصلی میان دو طرف را حل کنند، اکنون جای خود را به مرحلهای دادهاند که در آن فشار اقتصادی، محاصره، توان مالی و نقش قدرتهای خارجی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
پرسش اصلی این است که دو طرف در آغاز این تقابل چه میخواستند، امروز در کجا ایستادهاند و چه گزینههایی در برابر آنها قرار دارد.
آنچه ایران و آمریکا میخواستند
جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته با تکیه بر برنامه هستهای، توان موشکی و پهپادی و شبکه نیروهای همسو در منطقه، در پی ایجاد موازنه بازدارنده در برابر آمریکا و اسرائیل بود. هدف، افزایش هزینه حضور آمریکا در منطقه، حفظ عمق استراتژیک و در نهایت حفظ ساختار جمهوری اسلامی بود.
در مقابل، آمریکا و اسرائیل اهدافی فراتر از محدود کردن برنامه هستهای و توان نظامی ایران داشتند. هدف اساسیتر، تضعیف ساختار جمهوری اسلامی تا مرز تغییر نظام و در ادامه تغییر رفتار آن بود؛ بهگونهای که تهدید هستهای، توان موشکی و شبکه نیروهای نیابتی ایران دیگر نتواند امنیت اسرائیل، منافع آمریکا و نظم امنیتی منطقه را به چالش بکشد.
بنابراین مسئله تنها برنامه هستهای ایران نبود؛ آینده ساختار قدرت و رفتار منطقهای ایران نیز بخشی از این تقابل بود.
امروز دو طرف کجا ایستادهاند؟
عملیات نظامی اخیر نشان داد که آمریکا و اسرائیل توان وارد کردن ضربات سنگین به ساختار نظامی و امنیتی ایران را دارند، اما این ضربات تاکنون به فروپاشی نظام منجر نشده است.
ایران نیز با وجود تضعیف جدی، توانسته ساختار حاکمیت و بخشی از ظرفیت نظامی خود را حفظ کند و همچنان قادر به ایجاد هزینه برای آمریکا و متحدانش باشد.
بنابراین نمیتوان نتیجه فعلی را پیروزی کامل هیچیک از دو طرف دانست.
ایران نسبت به آغاز بحران ضعیفتر شده و آمریکا در موقعیت قویتری قرار گرفته است؛ اما برتری نظامی آمریکا هنوز به یک نتیجه سیاسی قطعی تبدیل نشده است.
به همین دلیل، ادامه جنگ برای هیچیک مطلوب نیست، اما بازگشت به وضعیت پیش از جنگ نیز دیگر ساده نیست.
مرحله جدید؛ فشار اقتصادی
اکنون مرکز ثقل فشار آمریکا بیش از گذشته به سمت اقتصاد ایران منتقل شده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از اعمال «سختترین تحریمهای تاریخ» علیه ایران سخن گفته و این فشار را در کنار محاصره اقتصادی قرار داده است. واشنگتن همچنین از کشورهای دیگر خواسته است در اعمال این فشار با آمریکا همراه شوند.
این فشار دیگر صرفاً یک تهدید سیاسی نیست. محدود شدن صادرات نفت و دشوارتر شدن مسیرهای تجاری، مستقیماً بر منابع درآمدی ایران اثر گذاشته است.
در نتیجه، پرسش مهم دیگر فقط این نیست که ایران چه مقدار توان نظامی دارد؛ بلکه این است که چه مدت میتواند هزینه ادامه تقابل را تأمین کند.
و اینجاست که چین اهمیت ویژه پیدا میکند.
چین؛ متغیر تعیینکننده
چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و از نظر اقتصادی و مالی توانایی ایجاد فضای تنفس برای تهران را دارد. پکن میتواند با ادامه خرید نفت، حفظ مسیرهای تجاری و فراهم کردن اعتبار، زمان بیشتری در اختیار ایران قرار دهد.
اما مسئله اصلی توان چین نیست؛ مسئله میزان هزینهای است که پکن حاضر است برای حمایت از ایران بپردازد.
چین از یک سو نمیخواهد شکست کامل ایران به تغییر شدید موازنه منطقهای به سود آمریکا منجر شود و از سوی دیگر نمیخواهد به دلیل ایران وارد رویارویی گسترده با واشنگتن شود.
بنابراین چین را نمیتوان متحدی دانست که بدون محدودیت در کنار ایران قرار گرفته است؛ اما میتوان آن را مهمترین متغیر خارجی در توان ایران برای ادامه مقاومت و خرید زمان دانست.
اگر چین بتواند مسیرهای اقتصادی ایران را تا حد قابلتوجهی حفظ کند، محاسبات تهران و واشنگتن تغییر خواهد کرد. اگر حمایت چین محدود شود، فشار آمریکا بسیار مؤثرتر خواهد شد.
روسیه، قدرتهای منطقهای و اروپا
روسیه همچنان میتواند در حوزههای نظامی، اطلاعاتی، فنی و دیپلماتیک برای ایران اهمیت داشته باشد، اما حمایت آن تابع منافع مستقیم مسکو است و نباید آن را با تعهد یک متحد نظامی برابر دانست.
قدرتهای منطقهای در موقعیت متفاوتی قرار دارند. آنها عموماً نه خواهان بازگشت ایران به موقعیت منطقهای گذشته هستند و نه فروپاشی و بیثباتی ایران را مطلوب میدانند. از این رو، ضمن حفظ کانال ارتباطی با تهران، امنیت خود را عمدتاً در همکاری با آمریکا جستوجو میکنند و میکوشند با حفظ ارتباط با هر دو طرف، منافع خود را در شرایط متغیر منطقهای حفظ کنند.
در واقع، بسیاری از این کشورها تلاش میکنند ضمن همگامی امنیتی و راهبردی با آمریکا، با تهران نیز گشادهرو باشند تا در صورت تغییر شرایط، امکان حفظ منافع و تنظیم موقعیت خود را از دست ندهند.
اروپا، اگر روسیه را جدا کنیم، در شرایط کنونی بیشتر در نقش سیاسی و دیپلماتیک ظاهر شده و ظرفیت محدودی برای تبدیل شدن به یک بازیگر مستقل و تعیینکننده دارد.
گزینههای پیشروی ایران و آمریکا
ایران میان سه مسیر اصلی قرار دارد: ادامه مقاومت و افزایش هزینه برای آمریکا؛ استفاده از ظرفیت چین و سایر امکانات موجود برای خرید زمان؛ یا ورود به مذاکره و پذیرش بخشی از خواستههای آمریکا در برابر کاهش فشارها و دریافت امتیازات.
آمریکا نیز میان تشدید فشار اقتصادی، استفاده از فشار موجود برای دستیابی به توافق، و در صورت شکست این مسیرها، بازگشت به گزینه نظامی قرار دارد.
هیچیک از این گزینهها مستقل از رفتار طرف مقابل نیست. اگر ایران بتواند فشار اقتصادی را با کمک چین برای مدت طولانی تحمل کند، انگیزه بیشتری برای ادامه مقاومت خواهد داشت. اگر منابع مالی و نفتی ایران محدود شود و حمایت چین نیز کاهش یابد، فضای انتخاب تهران کوچکتر خواهد شد.
آمریکا در موقعیت قویتر قرار دارد و ابتکار عمل عمدتاً در اختیار اوست. ایران نسبت به گذشته تضعیف شده و از پشتوانه منطقهای گسترده و قابل اتکایی برخوردار نیست؛ اما همچنان ظرفیت مقاومت و هزینهسازی را حفظ کرده است.
چین در این میان مهمترین متغیر خارجی برای توان ایران در ادامه مقاومت و خرید زمان است. روسیه میتواند در برخی حوزهها به ایران کمک کند، اما منافع مستقل خود را دارد. قدرتهای منطقهای نیز صرفاً تماشاگر تحولات نیستند؛ آنها با حفظ ارتباط با تهران و همزمان هماهنگی امنیتی و راهبردی با آمریکا، در حال آماده شدن برای نظم جدید منطقهای هستند. هر یک از آنها تلاش میکند از تضعیف ایران، بدون گرفتار شدن در بیثباتی ناشی از فروپاشی آن، بیشترین منفعت را به دست آورد.
اروپا، به استثنای نقش دیپلماتیک، در مقایسه با این بازیگران وزن کمتری در تعیین مسیر تحولات دارد.
بنابراین مسئله اصلی آینده فقط نتیجه تقابل تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه این است که آیا ایران میتواند با استفاده از ظرفیتهای باقیمانده، بهویژه حمایت چین، در شکلگیری نظم امنیتی آینده منطقه نقش داشته باشد، یا آنکه آمریکا و قدرتهای منطقهای، با در نظر گرفتن منافع خود، نظمی را شکل خواهند داد که ایران ناچار به تطبیق با آن شود.
در نهایت، مسئله برای ایران فقط پایان یک جنگ نیست؛ مسئله جایگاه ایران در خاورمیانهای است که پس از این بحران شکل خواهد گرفت